![]() |
![]() |
|
|
هيچ انسانی ضعيف و ناتوان نيست فقط برخی انسانها سست اراده اند . (ويكتور هوگو) هنگامی كه مصمم به انجام عملیشديد درهای ترديد را مسدود كنيد. ( نيچه) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 20:0 توسط مریم خرسند |
|
|
زمستان بود اما بویبهار می آمد زمستان بود اما برفینبود باران تمام برفها را شسته بود زمستان بود اما زمين در حال سبز شدن بود اسفند را دوست دارم اسفند همراه است با بوی بهار،اسفند همرا است با صدای پرندگان اسفند همراه است با زنده شدن دوباره اسفند را دوست دارم چون با آمدن من همراه است اسفند ماه تولد من براين زمين خاكیست من آمدم بهار زندگیمن با زمستان همراه شد اما رفتنم زمستان نيست بهاریديگر است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 19:13 توسط مریم خرسند |
|
|
سرو چمان من چرا ميل چمن نمیكند همدم گل نمیشود ياد سمن نمیكند تا دل هرزه گرد من رفت به چين زلف او زان سفر دراز خود عزم وطن نمیكند پيش كمان ابرويش لابه همي كنم ولي گوش كشيده است ازآن گوش به من نمی كند دی گله ای ز طره اش كدم و از سر فسوس گفت كه اين سياه كج گوش به من نمی كند دل به اميد روی او همدم جان نمی شود جان به هوای كوی او خدمت تن نمی كند با همه عطف دامنت آيدم از صبا عجب كز گذر تو خاك را مشك ختن نمی كند لخلخه سایشد صبا دامن پاكت از چه روی خاك بنفشه زار را مشك ختن نمیكند چون ز نسيم می شود زلف بنفشه پر شكن وه دلم چه ياد از آن عهد شكن نمی كند ساقیسيم ساق من گر همه درد می دهد كيست كه تن چو جام میجمله دهن نمیكند دست خوش جفا مكن آب رخم كه فيض ابر بي مدد سرشك من در عدن نمی كند كشته غمزه تو شد حافظ ناشنيده پند تيغ سزاست هر كه را درد سخن نمیكند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 19:9 توسط مریم خرسند |
|
|
صدایگنجشكها را می شنوی، نسيم بهاریرا احساس می كنی ، زنده شدن درختان را میبينی ، آریبهار نزديك است. بهارها آمدند ، زمستانها رفتند ، زمين تغيير كرد ، تو نيز تغيير كردی؟ برای بودن خود انديشيده ای ؟ خانه تكانیآغاز شد ، كثيفیجایخود را به تمييزی داد ، لباسها نو شد ، كهنگی جایخود را به زيبايی داد . تو نيز خانه ی قلب خود را تكانده ای ؟ قلب خود را ازكينه و دشمنی ها پاك كرده ای ؟ جایغم را با لبخند محبت نو كرده ای ؟ بهار نزديك است ، تو نيز قلب خود را بهاریكن. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 11:41 توسط مریم خرسند |
|
|
سالها پيش با سروری فراوان روح ، مشتاقانه بر آن شد كه كشف كند ، تجربه كند كاركرد اين طبيعت جاندار را . كه اوست يكتای ابدی ، فاش كننده ی خود ، متكثر ؛ آنجا كه كوچك بزرگ است و بزرگ ، كوچك و هريك به قالب محدود خود گنجيده . همواره در تغيير ، اينك در سكون ، دور است و نزديك. نزديك و دور است بدين گونه به هر تغييرِ صورتی ، صورت می دهد چنين است كه به حيرتم می افكند اينجا كه هستم . پارابازی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 10:24 توسط مریم خرسند |
|
|
عشق نيرويی است در عاشق كه او را به معشوق می كشاند و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست كه دوست را به دوست می برد. (دكتر علی شريعتی) به راستیدر دنيايی كه همه چيز رنگ مادی به خود گرفته است دوست داشتن بهتر است يا عاشق شدن. در اين روزگاری كه معناها تغيير يافته است آيا معنی عشق نيز تغيير كرده است؟ چقدرتشخيص عادت و عشق سخت است،شايد همين سبب اشتباه ما شده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 18:37 توسط مریم خرسند |
|
|
كار مهری است كه به چشم می آيد. و تو اگر نتوانی با مهر كار كنی و جز از روی بيزای كار نكنی، بهتر آنست كه از كار دست بداری و در كنار دروازه ی معبد بنشينی و از كسانی كه با شادی كار می كنند صدقه بگيری. زيرا اگر نان را از روی بی اعتنايی بپزی ،نان تلخی می پزی كه خورنده را فقط نيم سير می سازد. و اگر انگور را از روی ناخرسندی در چرخشت بريزی ، ناخرسندی تو نبيذ را زهر آلود خواهد كرد. و اگر مانند فرشتگان آواز بخوانی و مهری به آواز نورزی، گوش مردمان را از شنيدن صداهای روز و صداهای شب باز می داری. جبران خليل جبران |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 19:55 توسط مریم خرسند |
|
|
منبع: ایرانپرینت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 22:9 توسط مریم خرسند |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 22:7 توسط مریم خرسند |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 22:5 توسط مریم خرسند |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 22:3 توسط مریم خرسند |
|
|
شیوههای چاپ در جهان از ابتدا تاکنون از چند شیوه اصلی خارج نیست. در بعضی منابع شیوههای چاپ را به 3 دسته اصلی تقسیم می کنند.
البته شیوههای دیگری نیز استفاده می شود که به آنها نیز می پردازیم. · چاپ اوزالید Diazotype : · چاپ باسمهای Block printing : · چاپ سری Typography: · چاپ سنگی Lithography : · چاپ فلزی Metallography : · چاپ افست : · چاپ زیروگرافی Xerography : · چاپ عکس Gacsimile : · چاپ استنسیلی : |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 0:50 توسط مریم خرسند |
|
سیر تحولی و رشد
دگرگونی در چاپ و نشر ، پس از گوتنبرگ روندی کند داشت و تا سده هفدهم میلادی تغییر عمده ای در آن رخ نداد. در این قرن ، یوهان رینمان (Yohan Rynmann) است که در آوگسبورگ آلمان ، پس از آشنایی با چاپ به نشر کتاب روی آورد و حدود 200 کتاب منشتر ساخت. از سده هفدهم به بعد انقلاب صنعتی باعث و بانی پیشرفتهای عظیمی در متون چاپ شد. در سده هجدهم ، چاپ به رشد تدریجی خود ادامه داد و در این قرن ، آمریکا به عنوان کانونی تازه اما پرتوان وارد صحنه نشر جهان شد و تاثیر بسزایی در پیشرفت و نوآوریهای نشر داشت. در قرن نوزدهم ، تحولات چاپ و نشر کتاب به حدی سرعت و کیفیت چاپ را افزایش داد که این قرن را عصر جدید کتاب نامیدند. در قرن بیستم ، عواملی بر چاپ تاثیر گذاشتند که مهم ترین آنها به این شرح هستند:
|